وروجک مامان بابا
سلام عزیز دلم
خیلی دلم برات تنگ شده خشگلم
دیروز با مامانی رفتیم دکتر کلی خانوم دکتر رو خسته کردی عزیزم همش از زیر دستش در میرفتی نمیزاشتی قلب نازنیتو پیدا کنه آخرش خانوم دکتر مهربون کلافه شد گفت وای چه نینی داری همش فرار میکنه
فکنم دنیا بیای یه کتک مفصل ازش بخوری
خلاصه با چه مصیبتی صدای قلب شمارو شنیدیم
مامانی به خانوم دکتر میگفت نینیمون دخملی یا پسملی؟ آخه میخوایم قبل انتخابات بریم براش خرید کنیم
من و خانوم دکترم کلی به مامانی خندیدیم
گفت الان خیلی زوده نینی شما تازه 15 هفتشه باید 40 روز دیگم صبر کنید آخههههههههههه
خلاصه که ماجراها داشتیم یکیشم این بود که من بازم استراحت مطلق شدم بخاطر وروجک بازیای شما
امتحانامم شروع شده عزیزم خیلی برام دعا کن
(بین خودمون بمونه بابایی کلی بهت التماس دعا داره فداتشم همش داره برای آسایش شما زحمت میکشه فراموشش نکن خیلی براش دعا کن وقتی اومدی بپر بغلش دستای مهربونشو ببوس بخاطر همه این زحماتش
)
خدایا شکرت بخاطر همه چیییییییییییییییییییییییییییییییییییی


وروجک مامان بابا
